تبلیغات
سایت تخصصی حسابداری ایران - استانداردهای حسابداری اصولی
سایت تخصصی حسابداری ایران
با آرزوی پیشرفت روز افزون علم حسابداری در ایران

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

استانداردهای حسابداری اصولی

مقدمه:

امروزه، تغییر جهت به سوی یك مجموعه واحد با استانداردهای كیفی بالا كه مورد پذیرش جهانی IFRS باشد در دستور كار دنیا مطرح است. از این رو، IFRS در بیشتر ملیت‌ها، قانون‌گذاران، تهیه‌كنندگان، حسابرسان و سرمایه‌گذاران در این زمینه با IASB با چالش مواجه‌اند برای این كه اطمینان حاصل كنند از این‌ كه IFRS اصولی است. در نهایت، گفتگو بین شرط‌بندهای بازارهای سرمایه جهانی به چیزهایی معطوف می‌شود كه برای ساختن استاندارد اصولی با كیفیت بالا مورد نیاز است.

اگرچه برای شروع، ما ممكن است به به راحتی تصدیق كنیم كه اصلاً یك سیستم كاملاً قانونی و یا كاملاً اصولی وجود نداشته و ندارد. همه استانداردهای حسابداری در هر مكانی با طیف وسیعی در بین قواعد و اصول وجود دارند. هدف باید در  نقطه مناسب در روی طیف جستجو شود.

امروزه در US، ما بیش از حد به سوی ضلع  قواعد این طیف منحرف شدیم. دستور جلسه اصلاح مناسب روی ضربه پاندول باید به سمت سیستمی برود كه استانداردهای اصولی را بیشتر در جهت قانونی شدن سوق می‌دهد. تعریف این  نقطه مناسب روی طیف اصولی/ قانونی می‌تواند با برقرارشدن مجموعه‌ای از ویژگی‌ كه از سوی عموم پذیرفته‌شده است و در قالب یك مفهوم و استاندارد جدید برای ایشان قابل دستیابی باشد، تعریف شود.

در این مقاله ما به ویژگی‌هایی دست یافتیم كه معتقدیم عناصر كلیدی استاندارد حسابداری اصولی با كیفیت بالا هستند:

1-  معرفی صادقانه حقیقت اقتصادی

2- پاسخی برای نیاز كاربران با روشنی و شفافیت (شفاف‌سازی)

3- سازگاری با چارچوب مفهومی روشن

4- مبتنی بر یك هدف تعریف‌شده مناسب كه حوزه وسیع حسابداری را نشان می‌دهد

5- نوشته شده به زبان ساده، روشن و موجز

6- استفاده كردن منطقی

بنابراین، تهیه‌كنندگان، قانون‌گذاران و حسابرسان تغییرات دیگری را مشاهده خواهند كرد كه آن‌ها ممكن است به منظور پذیرش موفق سیستم اصولی آن را بپذیرند.

تهیه‌كنندگان صورت‌حساب مالی برای تأكید بیشتر بر وجود قضاوت حرفه‌ای جهت گزارش صادقانه برای دوام اقتصادی مؤسسه‌شان، به این قدرت نیاز خواهند داشت. فرآیند گزارش مالی با جستجوی هویت قواعدی كه به چگونگی ثبت معامله یا افشاء آن منجر می‌شود پیش می‌رود و بر وجود قضاوت حرفه‌ای بیشتر تأكید می‌كند. سرمایه‌گذاران در هنگامی كه گزارش‌های مالی برای فهم و كاربرد، روشن و آسان است بهترین سرنخ هستند. به منظور هدفگیری این مهم، تهیه‌كنندگان و حسابرسان باید جایی برای وجود قضاوت حرفه‌ای باز كنند و احساس كنند كه قضاوتشان مطمئن است. مادامی‌كه به طور اساسی دقیق و مستند باشد، در معرض گمان و بررسی مجدد قرار نمی‌گیرد. قانونگذاران به تمركز روی درستی قضاوت‌هایی كه زیربنای وجودی یك گزارش تجاری خوب و حسابرسی ظاهری محسوب می‌شود، نیاز دارند.

چیزی كه در این بخش مورد توجه قرار می‌گیرد این است كه، حرفه حسابرسی در كاركردن باید مانند یك وكیل برای سرمایه‌گذاران ادامه داشته باشد و ایمنی قابل قبولی را فراهم نماید كه صورت‌حساب مالی به طور مساعد مطابق با استانداردها توجیه شود. این كار امروزه درست است و شاخص‌تر خواهد بود؛  اگر كه ما از سیستم قانونی به سیستم اصولی كه به متكی به قضاوت حرفه‌ای سالم بوده و توضیح و معرفی پایدار را از استاندارد جستجو نمی‌كند،   تغییر جهت دهیم.

این تغییرات مهم، همراه با پذیرش استانداردهای اصولی بر اساس ویژگی‌های بحث‌شده زیر، همگی بخشی از پی آمدهایی است كه باید مورد بحث قرار گیرد و برای انتقال بازارهای سرمایه جهانی به سوی یك مجموعه واحدی از استانداردهای حسابداری با كیفیت بالا كه مبتنی بر اصول هستند، به دقت ملاحظه شود.

جهت مشاهده متن کامل به ادامه مطلب رجوع فرمایید.

1. معرفی صادقانه و حقیقت اقتصادی:

به منظور پرداختن به نیاز سرمایه‌گذاران، یك سیستم اصولی باید دربرگیرنده مواردی باشد  كه بر اساس آن، گزارش مالی به طور صادقانه نتایج اقتصادی معاملات را نشان می‌دهد، در عین حال حقیقت اقتصادی معاملات، موازنه‌های مناسب و اقتصاد تجاری كامل و دست‌نخورده در آن معرفی شوند (به این منظور، عباراتی مانند(1) معرفی نسبتاً خوب،(2) انعكاس مفهوم اقتصادی،(3) معرفی نمودن درست و بی‌طرفانه و(4) معرفی منصفانه مانند یك موازنه كامل). معرفی صادقانه در این بحث تجسم مناسبی برای درآمدها و حقایق اقتصادی معنی می‌دهد.

برای اطمینان از دستیابی به استانداردهای حسابداری است كه معرفی منصفانه‌تر ازحقیقت اقتصادی به شدت رقابت‌ها را توسعه می‌دهد. به راستی، طبق بعضی اعتقادات، اقتصاد معامله اغلب مانند چشم شاهد است. با این حال این حقیقت نباید هم‌چون بهانه‌ای برای رهایی از تلاش برای رسیدن به سیستمی كه تهیه‌كنندگان، حسابرسان و قراردهنده استاندارد را در پیشرفت به سوی گزارشات مالی كه غالباً نشانه‌ای برای معرفی منطقی حقیقت اقتصادی تشویق می‌كند، تلقی گردد.

به منظور توسعه درآمد است كه  یك قراردهنده استاندارد باید عقاید خود را پیرامون اقتصاد معاملاتی در اهداف استاندارد یا مبنایی برای نتیجه، شرح دهد. اگر نظرات كاملی درباره چگونگی معرفی صادقانه اقتصاد معاملاتی در دست نباشد، در این صورت استاندارد باید وضع شود تا هم درمان قابل قبول‌تری وجود داشته باشد و هم مبنایی برای نتیجه تا شاید كه نتیجه بهتر حاصل شود.  تهیه‌كنندگان و حسابرسان نیز می‌توانند این اطلاعات را برای مشورت به‌صرفه یك معامله برای فهمیدن اهداف قراردهنده استاندارد استفاده كنند. این امر باید كاربردی با قضاوت معقول، چنان‌كه در پیشتر مورد بحث قرار گرفته، داشته باشد.

به طور مهم، تحول استانداردهای حسابداری اصولی كه به طور منصفانه اقتصاد معاملاتی را معرفی كند ممكن است فرار از گزارش دادن درآمدها را افزایش دهد. حقیقت فرار اقتصادی در بازار وجود دارد. كاربرد قواعد محرمانه‌تر برای پوشاندن این فرار این است كه سرمایه‌گذاران و همه سهامداران كاملاً از اطلاعات روشن پیرامون فرار كه در حال حاضر وجود دارد، آگاه شوند.

در عین حال، تصور این است كه در حال حاضر، افزایش فرار كه در گزارش‌های مالی مشهود است می‌تواند اثر اغتشاشی در بازارها را موجب شود. همواركردن این تحول مستلزم این است كه تهیه‌كنندگان نتیجه این فرار را برای سرمایه‌گذاران توجیه كنند. به هر حال، بدیهی است كه بازارها با قدردانی كردن مناسب از فرار تشری‌شده به عنوان مقایسه با فرار حسابداری مصنوعی یا نقص گزارش فرار واقعی كه فعلاً وجود دارد توجیه می‌شوند (مكانیسم‌های ساده مانند موارد اخیر در راهروهای دادگاه قابل مشاهده است). وانگهی، معرفی صادقانه، فرار واقعی را كه در حال حاضر وجود دارد، نشان می‌دهد؛ پس تهیه‌كنندگان باید به ارائه گزارش نتایج اقتصادی در تغییرات معامله و بازار تشویق شوند.

توجه كنیم كه سرمایه‌‌گذاری كه می‌پذیرد فرار طبیعی است، نتیجه بالقوه این عمل به این تفكر می‌انجامد كه دارایی به صورت نیمه‌وقت سنجش شود و روی پایه‌های زیربنایی تجارت تأكید بیشتری شود. بنابراین به طور بالقوه،  بحث‌های اخیر مضربودن اعتماد زیاد روی گزارشات مالی سه ماهه را بیان می كند، سهامداران در بازارهای مالی از یك خواسته مطلوب برای پیشبرد هر چه بیشتر تحلیل‌های بلندمدت بیشتر برخوردار می‌شوند تا  از وسواس مكرر كه ممكن است از یك احساس مصنوعی از وضع درست شركت فراهم شود. پذیرش بیشتر استاندارد‌های حسابداری اصولی می‌تواند به پیشرفت اهداف مهم كمك كند.

2. پاسخی به نیازهای كاربران برای روشنی و شفافیت (شفاف‌سازی)

شفاف‌سازی و توجیه مدیران برای اطمینان از این كه سرمایه‌گذاران درك كنند و در در گزارشات پیشرفته مالی، تحت استاندارد‌های حسابداری اصولی ایمن باشند، حیاتی خواهد بود. مؤسسات مالی باید كاربر نهایی –  یا سرمایه‌گذار- را بیشتر به عنوان یك پس‌اندیشه آماده كنند. با توجه به مطلب بالا، امروزه مؤسسات مالی اغلب به قدری پیچیده هستند كه حتی سرمایه‌گذاران خبره آن را برای درك كامل اطلاعات فراهم شده برای ایشان مشكل می‌پندارند. استاندارد‌های حسابداری اصولی باید با هدف روشن در ارائه گزارشات مالی پیشرفته برای سرمایه‌گذارانی كه به آسانی می‌توانند اطلاعات مورد نیاز خود را یافته و درك كنند توسعه یابد.

با این تفكر، جا دارد كه به انواع اطلاعات مناسب‌تر برای كاربر نهایی بپردازیم:

مطمئناً سرمایه‌گذاران نه فقط به دانستن چگونگی عكس‌العمل مؤسسات مالی برای اوضاع جاری تجاری علاقمندند، بلكه به این كه ان‌ها چگونه می‌توانند به عنوان یك ابزار پیشگویانه عمل كنند (كاربرانی كه قادر به پیشگویی گردش وجه نقد آینده هستند). استانداردهای اصولی باید برای استخراج اطلاعاتی طراحی شوند كه می‌توانند در این راه به سرمایه‌گذاران و نیز تداوم گزارش بر نظارت خرج (مباشرت) مدیران قدرت بدهند.

به علاوه، معرفی صادقانه نتایج اقتصادی معاملات می‌توانند با اطلاعات تكمیلی درمورد گردش وجه نقد اساسی از طریق شفاف‌سازی تسهیل شوند. مثلاً ارزیابی یك جنس با قیمت نسبتاً خوب ممكن است یك مؤسسه را در بازار پایه با قیمت نسبتاً خوب با گردش وجه نقد پیش‌بینی شده آماده كند، اما اطلاعاتی پیرامون تنظیم وقت و ریسك‌های احتمالی با این گردش وجه نقد پیش‌بینی شده فراهم نخواهد كرد، حتی اگر این ریسك‌ها به سنجش قیمت نسبتاً خوب بازتاب  پیدا كند.

بالاخره، سرمایه‌گذاران می‌خواهند قضاوت‌های زیربنایی را كه از طرف تهیه‌كنندگان و حسابرسان ظاهری ایجاد شده درك كنند. تحت سیستم اصولی‌تر، هم تهیه‌كنندگان و هم حسابرسان برای قضاوت دقیق به عنوان جایگزین برای هواخواهی جدی برای قبول فرآیند سیستم قانونی فرا خوانده می‌شوند. این كار به طور بدیهی یك پیشرفت مثبت است، از این رو توسعه خواهد یافت و مؤسسات مالی قابل فهمی كه به طور صادقانه شرایط اقتصادی شركت را منعكس می‌كنند. به علاوه، به طور همزمان روشن است كه سیستمی كه به قضاوت مربوط می‌شود نیازمند آن است كه این قضاوت‌ها به روشنی به منظور اطمینان قیاسی ارتباط برقرار كنند.

3. سازگاری با چارچوب مفهومی روشن

در بطن سیستم اصولی با كیفیت بالا یك گنبدواره‌ای وجود دارد كه عبارتست از چارچوب مفهومی. این چارچوب مفهومی باید برای فراهم نمودن درك روشنی از شیوه عریض با پی‌بندی استانداردهای جدی برای تهیه‌كنندگان، حسابرسان و سرمایه‌گذاران طراحی شود. این ثبات در اصل باید برای نشان دادن چارچوب مفهومی مناسب برای هر استانداردی كه برای معرفی شدن به توصیف واضح و ساده كند نیاز دارد، منعكس شود.

به هر حال، پیش‌بینی می‌شود كه مثال‌ها ناشی از تضاد بین استاندارد اصولی پیشنهادشده و چارچوب مفهومی هستند. مثلاً قراردهنده استاندارد برای آزمایش استاندارد این پرسش را مطرح می‌كند: «آیا اصول این استاندارد مناسب است؟» اگر آن‌ها تشخیص دهند كه اصول مناسب است، در گام بعدی، اگر كه اصلاحات برای چارچوب مفهومی به تصییح سازگاری داخلی نیاز داشته باشد باید به آن‌ها رسیدگی شود.

اگر یك انحراف موقت از چارچوب مفهومی با بعضی دلایل سازگار باشد، پس مبنای نتایج باید به روشنی چگونگی و چرای مورد انحرافی را توضیح دهد، برای این‌ كه تهیه‌كنندگان و حسابرسان به طور غیرمقتضی از قیاس كردن آن در مفاهیم كاربردی اجتناب كنند.

آستانه به كاربردن دارایی‌های مشخص و نامشخص و الزامات و دیون به طور جاری با استاندارد تغییر می‌كند و اغلب واضح نیست. آستانه‌های تشخیص و عدم تشخیص باید به طور بدیهی در هر استانداردی معین شود. نتیجه استانداردی اصولی خواهد بود كه هم باطن كار و هم استانداردهایی را كه معاملات مشابه را تحت پوشش دارد در بر می‌گیرد، به این وسیله با معاملات مشابه نیز رفتاری مشابه خواهد شد.

چنان‌كه ما حمایت از سازگاری با چارچوب مفهومی را طرح‌بندی كردیم، چالش‌های مهم را نیز مشخص نمودیم كه نتایج آن به شرح زیر است:

اول، نقطه‌نظرات مختلفی در مورد چگونگی مبانی ارزشیابی برای استفاده در بین دارایی‌ها و دیون وجود دارد. برخی عقیده دارند كه یك مبنای ارزشیابی واحد باید در میان همه دارایی‌ها و دیون به كار رود. دیگران معتقدند كه كاربرد مبانی سنجش مختلف برای انواع مختلف دارایی‌ها و دیون مورد نیاز است، در حالی كه عده‌ای هنوز درصدد هستند كه عقیده گروه اول را بپذیرند یا گروه دوم را.

بدون حل و فصل مناظره پیرامون سنجش و مدل‌های تشخیص/ عدم تشخیص، چارچوب مفهومی دست‌كم باید قراردهندگان استاندارد را با تفكر راه‌های عینی پیرامون انتخاب بین تعداد محدودی مبانی ارزشیابی و مدل‌های تشخیص/ عدم تشخیص آشنا كند. راهنما باید اولویت را به ارائه معرفی صادقانه اقتصاد اختصاص بدهد و به عنوان پل ارتباطی در تصمیم‌‌گیری كاربران عمل نماید. سپس مفاهیم زیربنایی باید بدون تناقض برای دارایی‌ها و دیون مشابه، در هنگام اصلاح استاندارد‌های اصولی به كار رود.

در مشخص شدن این نتایج، بدیهی است كه FASBو IASB به خوبی تمركز فعالیت قراردهندگان‌شان را روی نهایی ساختن برنامه چارچوب مفهومی می‌بینند، حتی به قیمت به تأخیر افتادن سایر برنامه‌ها. در حالی كه ممكن است موارد كاری برنامه‌های مختلف، مطابق با موضوع چارچوب مفهومی تغییر كند؛ مرز مهم برای دستیابی به استانداردهای اصولی در دوره طولانی استانداردها، یا در جهت جستجوی سازگاری برای طرحی است كه جایگزین آن می‌شود یا با طرحی است كه هنوز نهایی نشده.

4. مبتنی بر یك هدف تعریف‌شده مناسب كه میدان وسیع حسابداری را نشان می‌دهد

طبق تعریف، یك سیستم اصولی مناسب باید در حیطه كار خود گسترش یابد. به راستی، گردش زیربنایی در استانداردهای حسابداری قانونی موجود این است كه آن‌ها پیچیدگی‌های غیرضروری را پیرامون هر عنصر خاصی از حسابداری به وجود می‌آورند. بنابراین، فرآیند حسابرسی و گزارش مالی بیشتر و بیشتر روی «درختان» و كمتر و كمتر روی «جنگل» متمركز می‌شود در حالی كه در مواردی باید تصویر روشنی از وضع اقتصاد كلی شركت ارائه كند.

استانداردهای اصولی باید با ارائه حیطه‌های كاری تعریف شده، به طور وسیع این مشكل را از میان بردارد. استانداردهای اصولی احتمالاً ممكن است شامل: (a) چارچوب مفهومی؛ (b) تعداد محدودی از «هسته مركزی» صفحه موازنه كلید به نشانی استانداردها و گروه‌های معامله (دارایی‌های مالی، دارایی‌های غیرمالی، دیون مالی، دیون غیرمالی، سرمایه، تثبیت، عدم شناسایی، عایدی و درآمد) و (c) انتخاب استانداردهای نمونه برای بیان این كه استانداردهای هسته مركزی برای گروه‌های نوعی معاملات چگونه به كار می‌روند (اجاره، دستمزد و غیره).

از استثناهای حیطه كاری و اصول باید اجتناب كرد؛ بنابراین اصول و حیطه كار خودشان باید با هدف این كه همه معاملات را در برگیرند، نوشته شوند. برای دستیابی به این هدف، باید به تعریف دقیق اصطلاحات و روش قابل فهم توجه شود. بنابراین روشن است كه برای این موارد، خواندن استانداردها چیزی است كه هدف را می‌پوشاند. استثناهای حیطه كاری و اصول دال بر این است كه 1) استثناهای حیطه كاری و اصول یا خیلی محدود نوشته می‌شوند یا خیلی گسترده، 2) قراردهندگان استاندارد از چارچوب مفهومی منحرف می‌‌شوند، یا 3) استثناهای گسترده باقی‌مانده و متروك می‌مانند؛ مانند آن‌چه در مورد صنایع خاص اتفاق می‌افتد. اگرچه بعضی از استثناها ممكن است از زمانی به زمان دیگر لازم و ضروری به نظر بیاید؛ هدف بلندمدت باید در تصییح استانداردها تأثیرگذار باشد به طوری كه اولویت استثناهای بزرگ حذف شود.

5.  نوشته شده به زبان ساده، روشن و موجز

سرمایه‌گذاران به عنوان «مصرف‌كنندگان» گزارش‌های مالی حق دارند كه اطلاعات تعریف‌شده روشن و روش‌های قابل فهمی از آن داشته باشند. به همان صورت باید آن را  برای استانداردهای حسابداری خودشان ثابت نگه دارند.

باید به روشنی به نشانه‌های گسترده استاندارد و موارد و تعاریف كاربردی مربوطه توجه شود. اگرچه بیان این مطلب كه راهنمای كاربردی لازم به جستجو نیست برای بحث ما ضرورتی ندارد؛ با این وجود، اگر استانداردهای اصولی به درستی نوشته شوند، نیاز به تعریف‌های قراردادی یا راهنمای كاربرد گسترده كمتر می‌شود. یك روش این است كه یك متن تفسیری می‌تواند با ارزش‌گذاری یا با بحث پی آمدهای كاربردی یا فراهم نمودن راهنمای تفسیری نتایج خاص دنبال شود. به این ترتیب، متن تفسیری می‌تواند هر مشكل زیربنایی در استاندارد مربوطه را شناسایی كند.

قراردهندگان استاندارد باید به ساختارهای واحدی از قبیل گستردگی، تشخیص، سنجش اولیه، سنجش نهایی، معرفی، عدم تشخیص، شفاف‌سازی، تاریخ قابلیت اجرا و تحول توجه كنند. هر بخش باید اصول مربوطه را به طور جداگانه از سایر متون شناسایی كند. یك اصل به طور ایده‌آل باید برای ارتباط با موقعیت‌های جدید كه قراردهندگان استاندارد به طور معمول با آن مواجه نیستند آماده باشد. بنابراین، استانداردهای اصولی باید دربرگیرنده اهداف شاخص و روشن باشد تا حس انتقال مستقیم ایجاد كرده و در روش‌های منطقی قابل استفاده باشند.

چنین استانداردهایی باید مختصر باشند و از تشریح یك تئوری در چند جا به روش‌های مختلف بپرهیزند. فقط اختصار باید به گونه‌ای باشد كه ماهیت قضاوت و بحث را نشان دهد؛ با این وجود، در تئوری، استانداردها باید مربوط به نتایج اصلی و برای انواع خاص گروه‌های معاملاتی بوده و قدرت پاسخگویی به هر سؤال ممكن را داشته باشد. این كار ما را از مرجع دیگر برای اصول هسته مركزی و كاربرد قضاوت معقول بی‌‌نیاز می‌كند. راهنمایی كافی، اضافی اما محدود، در شكلی از توضیحات در خود استاندارد باید فراهم شود-  مثال‌هایی برای دسته‌های اصلی معاملات و توضیحاتی از چگونگی به هم وابسته بودن اصول، مبتنی بر پی‌آمدهای آن برای سهولت فهم خوانندگان از چگونگی به كار بردن  اصول نیز باید گنجانده شود. علاوه بر آن باید برای ایجاد اصول عملیاتی، راهنمایی لازم و كافی به عمل آید.

چگونگی درست راهنمایی كاربردی استاندارد نیز باید حاوی مطالبی باشد كه مستلزم ملاحظه دقیق است. با توجه به این نكته، برخی سؤال می‌كنند كه راهنمای هدف قراردهنده استاندارد چه باید باشد هنگامی كه استانداردهای اصولی برگزیده شده است.  روشن است كه نقطه‌نظرات شخصی در چگونگی موجز بودن استاندارد می‌تواند گنجانده شود؛ خواه این نظرات از طرف راهنمای مورد نظر به عنوان شریك رسیدگی در وظیفه طرح حسابداری جامع، نظارت‌گر شركت خصوصی كوچك، یا سرمایه‌گذار غیر ماهر باشد. به نظر می‌رسد كه ایجاد مفهوم است كه اگر به طور معقول تهیه‌كنندگان آگاه، با عملكرد صادقانه، باید به طور مكرر در پی اندرزهای مهم برای توانایی به كاربردن استاندارد در طرز فهمیدن به وسیله قراردهندگان استاندارد، پس استاندارد برای دستیابی به معیار روشن موفق نخواهد شد.

بالاخره، یك استاندارد اصولی باید دربرگیرنده اصول كلی و مبتنی بر نتایج شاخص و اصولی باشد. مبنای نتایج شاخص و اصولی نباید استنتاج قراردهنده استاندارد را در مورد اقتصاد گروه‌های معامله -كه احتمالاً در برقراری اصول حسابداری برای گروه‌های معامله بسیار حائز اهمیت است-  نشان دهد (شیء مورد اجاره برای كسب درآمد، سرمایه محسوب می‌شود). مبنا، در شروع كار باید زیربنای فكری قراردهنده استاندارد را به خصوص تمركز بر نقطه‌نظرات اقتصادی و برخورد با اصول معامله در حد تعادل و عملكرد وجودی كالا را به وضوح نشان دهد. مبنای نتایج نباید بر راهنمایی تفسیری بسنده كند.

6.  پذیرفتن استفاده از قضاوت منطقی

آخرین معیار كلیدی در استاندارد اصولی این است كه استفاده از قضاوت منطقی مناسب كاربرد یافته و پذیرفته شود و جای خود را باز كند. قضاوت كارشناس خبره از حسابرسان و تهیه‌كنندگان، می‌تواند این زمینه را فراهم سازد. اما طبق سیستم‌های قانونی زمینه این كار میسر نمی‌باشد.

البته، تعریف یك قضاوت مناسب تا حدی نیاز به تمرین و تجربه معقول و ذهنی دارد. اما به طور كلی، قضاوت مناسب می‌تواند در جایی كه برای روشن شدن حقایق و پیشامدهای موجود به قضاوت معقول نیاز باشد به كار برود. قضاوت باید به عنوان ضرورت، در برخورد با اهداف و اصول برجسته و مهم توسط قراردهنده استاندارد تحقق یابد.

قضاوت نباید برای گیرانداختن اصول استفاده شود، بلكه باید 1) به عناوین شاخص در اقتصاد معاملاتی توسط قراردهنده استاندارد؛ 2) یا دامنه استاندارد اصولی كه برای موضوع معامله به كاررفته و 3) چگونه اصول باید برای اهداف اقتصادی مطرح شده از سوی قراردهنده استاندارد به طور صادقانه معرفی گردد، به كار رود كاربرد. قضاوت نیازمند مدارك هم‌زمان از مشاهدات كلیدی برای تكمیل شدن و حمایت از سوی تهیه‌كنندگان است. تنظیم‌كنندگان، قراردهندگان، حسابرسان و كاربران باید از گوناگونی نتایج حاصله كه ناشی از تمرین قضاوت منطقی قابل قبول است،  آگاه باشند.

نقطه‌نظرات مختلفی از اینكه چگونه می‌توان به قابلیت قیاس دست یافت، وجود دارد. برخی باورها بر این است كه وقتی كه قضاوت با محدودیت به كار برود و انتخاب از میان گزینه‌های ممكن صورت گیرد، قابلیت قیاس بهتر به دست می‌آید. عقیده دیگر این است كه قابلیت قیاس ممكن است از میان شفاف‌سازی قضاوت‌های انجام شده و چگونگی برخورد آن‌ها با پی‌آمدهای مالی، به دست بیاید. قابلیت قیاس، بیشتر، اختیاری است؛ اكثر نتایج نیازمند به اجرا و تأكید هستند. تلاش برای دستیابی قابلیت قیاس كامل، با شرح سیستم‌های قانونی، اغلب با شكست اهداف مواجه است زیرا قابلیت قیاس واقعی در بین خطوط برجسته و استثناهایی كه خود قوانین ایجاد می‌كنند گم می‌شوند.

تكیه بر این قواعد ممكن است این باور را ایجاد كند كه آن‌ها موضوع معامله را به روشنی تفسیر می‌كنند، لیكن ضمانتی وجود ندارد مبنی بر این كه تعریف صادقانه‌ای از حقایق اقتصادی گزارش شود. این‌ها ممكن است آسایش كاذب از روش ماشین‌نگری برای كاربرد یك قاعده باشد یا ارائه یك نقطه‌نظر كل‌نگر برای اطمینان از تعداد تدابیر حسابداری از طریق اقتصاد به عنوان شاخصی از سوی قراردهنده استاندارد.

دیگر موارد مورد توجه قراردهنده استاندارد

علاوه بر شش مورد بررسی شده از استاندارد‌های اصولی،‌ نكات زیر- كه یا مربوط به فرآیند قراردادن استاندارد است یا در رابطه با ویژگی‌های استانداردهای اصولی- برای موفقیت یك قانون اصولی حائز اهمیت هستند.

1. اصلاح مداوم

به منظور كنترل ظرفیت استاندارد، اگر تعداد استانداردهای تولیدشده بیش از موعد زیاد نشود بهتر است. در عوض، استانداردهای جدید ، با همه استانداردهایی كه تعیین شده، چه قبل و چه بعد از حصول اطمینان از این كه آن‌ها اطلاعات معنی‌داری را برای سرمایه‌گذاران فراهم كرده است باید اصلاح شوند. این امر باید شامل آزمایش هدف قبلی و تكمیل نهایی باشد نتیجه كار نیز باید اطمینان دهد كه آگاهی قراردهنده استاندارد از اقتصاد معاملاتی و عملی كردن اهداف آن با تكنیك‌های نهایی پیش‌بینی‌شده، مطابقت دارد.

پس از بازبینی اجباری برای یك دوره كاربرد متعارف، باید اطمینان حاصل شود كه هر استانداردی كه به تازگی اعمال می‌شود،  از نظر هدف، تصمیم‌گیری مفید و موارد از این قبیل، از نظر اقتصادی اطلاعات دقیقی را برای سرمایه‌گذاران درپی داشته باشد.

تفسیرهای استانداردهای اصولی فقط باید بر مسایل مهم معطوف گردد؛ این موارد نیز باید محدود به آن دسته از مواردی باشد كه قراردهنده استاندارد عقیده دارد كه یا آن اصول اشتباه هستند و یا به خوبی ارائه نشده‌اند. موارد جزئی برای اجرای قضاوت منطقی قابل قبول و شفاف‌سازی باید به تهیه‌كنندگان و حسابرسان واگذار شوند. تفسیر و تصییح نیز باید توسط قراردهنده استاندارد در استانداردهای اصولی گنجانده و ثبت شود، به طوری كه چیزی كه باقی می‌ماند منبع واحدی از استانداردهای اصولی با كیفیت بالا است تا همه شركای بازار سرمایه بتوانند به آسانی به آن رجوع كنند.

اصلاح مداوم استانداردهای حسابداری می‌تواند در متن استانداردهای چرخه زندگی جای بگیرد. ابتدا، استانداردها نوشته می‌شود، سپس آزمایش و اجرا می‌گردد. بعد از یك دوره زمانی، تجربه عملی و نتایج حاصله باید مورد سنجش قرار بگیرد. بعد از این زمان، جنبه‌های مرتبط ارزشیابی می‌شوند؛ استاندارد باید بازنگری شود برای این كه پی‌آمدهای ناشی از آن مورد بررسی قرار گیرد و حل و فصل گردد.

در بعضی نمونه‌ها، چرخه زندگی استاندارد ممكن است به سرعت پیش برود و استاندارد باید فسخ شود یا كاملاً ارزشیابی شده و دوباره نوشته شود. اگرچه، موضوع اصلاح مداوم باید در مقابل تغییر نرخ‌ها مانند ردیابی، ارزیابی و بازنگری استاندارد متعادل شود كه این امر می‌تواند برای تهیه‌كنندگان و كاربران سیاستمداران مالی گران تمام شود.

2- كاربرد طرح پیشنهادی

مشخصه‌ای كه در بالا مورد بحث قرار گرفت صرفاً اولویت مطلق ندارد، ترجیحاً چنین مشخصه‌هایی باید مورد بررسی قرار گیرند و در صورت تضاد با مشخصه های دیگر متعادل شود– چنان كه گفته شد، 1) معرفی صادقانه اقتصاد معاملاتی و 2) پاسخ به نیاز كاربران و توسعه شفافیت در گزارش مالی مهم است و از این رو باید وزین گردد. برتری دادن به این مشخصه‌ها باید به كاربران اجازه درك تجارت زیربنایی شركت را بدهد. هنگامی كه قراردهنده استاندارد با هدف موازنه كردن سایر مشخصه‌ها از این دو معیار منحرف می‌شود، منطق این كار و پی‌آمدهای آن باید به روشنی از مبنا مشخص شود تا خوانندگان در نتایج،  دچار تشبیه نابجا نشوند.

یك رابطه متقابل بین وسعت بهینه بودن مجموعه، وسعت استثناهای آن، استثناهای كاربردی و اصول استانداردهای اصولی وجود دارد. از این رو گزینه‌ها توسط قراردهنده استاندارد مطابق با موضوع بنا نهاده می‌شود به طوری كه نشان می‌دهد یك استثنای هدف، در تصییح كردن یك هدف خاص یا اصول‌شان، فرآیند مناسب، روش متعادل و شاخص روشن و منطقی، مطابق با پی‌آمدهای حاصله، نیازمند توجه است.

خلاصه و مراحل بعدی

دست‌یافتن به تعادل و توازن مشخصه‌های استانداردهای اصولی كار چندان ساده‌ای نیست.

بسیاری از خطوط روشن، استثناهای هدف و سایر استثناهای اصول در استانداردهای كنونی وجود دارد كه می‌تواند مانع از ارائه گزارش معاملاتی به شیوه‌ای كه اظهارات اقتصادی به روشنی بیان شوند و نتیجه لازم و مطلوب برای تهیه‌كنندگان و حسابرسان حاصل شود، می‌گردند. یك ارزشیابی دوباره از تدابیر حسابداری قبلی، برای گروه‌های معاملاتی می‌تواند شروع مناسبی برای پیشرفت مجموعه استانداردهای اصولی گردد.

امید است كه این مقاله به عنوان راه‌كاری برای تعهد سرمایه‌گذاران مختلف در مناظره و ایجاد رضایت و موافقت عمومی، در شیوه به كارگیری این‌ موارد اعمال شود. مرحله بعدی باید در همه طرح‌های پیشنهادی مطلوب با استفاده از نمونه‌های عملی آزمایش شود؛ 1) خواه استانداردهای اصولی خود بتوانند به عنوان ابزار مفیدی به طور بهینه به طرح استانداردهای اصولی كمك كنند و 2) خواه استانداردهای اصولی وقتی كه حسابداری مربوط به معاملات تجاری پیچیده است خودشان بتوانند به كار روند. نمونه عملی باید دربرگیرنده همه برنامه‌های فعلی قراردهنده استاندارد باشد. كوشش در این زمینه آسان نخواهد بود و در صورتی موفق است كه به قراردهنده استاندارد اختیار دهند تا اصلاح قابل توجهی را در كاربرد استانداردهای اصولی ایجاد نماید.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

و هو اسرع الحاسبین(انعام-62)
و او سریع ترین حسابرسان است
این وبلاگ برای اطلاع رسانی و آموزش رشته حسابداری برای دانشجویان حسابداری ساخته شده است.
ایمیل خصوصی مدیر وبلاگ : caesar1072@gmail.com
مدیر وبلاگ : حمید حیدرزاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظر شما در مورد این وبلاگ و مطالبش چیست؟






نویسندگان